أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
211
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
[ سوره الذاريات ( 51 ) : آيات 7 تا 14 ] وَ السَّماءِ ذاتِ الْحُبُكِ ( 7 ) إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُخْتَلِفٍ ( 8 ) يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِكَ ( 9 ) قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ ( 10 ) الَّذِينَ هُمْ فِي غَمْرَةٍ ساهُونَ ( 11 ) يَسْئَلُونَ أَيَّانَ يَوْمُ الدِّينِ ( 12 ) يَوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ يُفْتَنُونَ ( 13 ) ذُوقُوا فِتْنَتَكُمْ هذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ ( 14 ) آنگه قسمى ديگر ياد كرد و گفت : بحقّ آسمان خداوند راهها . عبد اللّه عبّاس و قتاده و ربيع گفتند : ذات الخلق الحسن خداوند خلق نيكو . عكرمه گفت : راست و هموار . سعيد جبير گفت : خداوند زينت . يعنى آراسته بستارگان و هم شده . عبد اللّه عمر گفت : مراد آسمان هفتم است ، بچنين سوگند كه شما كه از اهل مكّهايد در قولى و گفتارى مختلفايد در قرآن و محمّد ؛ يكى مىگويد از شما كه : او ساحر است ؛ و يكى مىگويد كه : او شاعر است . و يكى مىگويد كه : او كاهن است . و يكى مىگويد كه : او ديوانه است . و در قرآن ؛ از شما يكى مىگويد : آموختهء سلمانست . و يكى مىگويد : القاء شيطان است . و گفتند كه : مراد آنست كه بعضى مقرّيد و بعضى منكر ؛ و بعضى مؤمن و بعضى كافر ؛ و بعضى مصدّق و بعضى مكذّب ، : يعنى اين همه اختلاف و اقوال متفاوت محال است كه همه حقّ باشد ؛ تنبيه است ايشان را بر نظر تا تفكّر كنند . و حقّ از اين ميانه بجويند تا هالك نشوند . آنگه گفت : [ يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِكَ ] بمىگردانند از قرآن يا از محمّد آن را كه بگردانند يعنى عرب و اهل مكّه و قريش بر ميگردانند آن را كه مىتوانند كه بر گردانند بهر وجه كه خواهند ، يا برمىگردانند آن را كه شيطان بوسواس بر گردانيده باشد ؛ تا خذلان ويرا دريافته باشد يعنى حرف ايشان كار نمىكند الّا در مخذولى متروكى از توفيق . [ قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ ] لفظش خبرست و معنى دعا ، و « خرّاص » دروغگوى باشد . و حزر كننده « 1 » هرگز متيقّن نباشد بر آنچه گويد و آن حزر كه كند راست نيايد همه
--> ( 1 ) - در منتهى الارب در مادّهء حاء مهمله و زاى معجمه و راء مهمله گفته : « حزر الشىء حزرا و محزرة اندازه كرد آن را كه چند است ؛ يقال : حزرت القوم مائة رجل ؛ حازر نعت از آن » .